نامه شماره ۳ مونا زارعمارلون فرانسوی پرواز شماره ۱۵۲۳ به مقصد فرانسه که پرید دیگر کامران را ندیدم.خانوادگی آمده بودیم فرودگاه استقبال خاله شهین وراج. وقتی از ایران رفت همه در فرودگاه برایش گریه میکردیم اما تا یک هفته به خاطر خلاص شدنمان به همدیگر شام دادیم! حالا بعد از۸ سال به جرم وراجیهای قطع نشدنیاش و اخلال در نظم کشور، دیپورت شده بود! دایی منوچهر بسته پنبهاش را دستش گرفته بود و با دهن کجی بین همهمان پخش میکرد تا در گوشمان بگذاریم. میگفت این پنبهها مثل آن ۸ سال پیش نیست و از مالزی آو
برچسب:
نویسنده: آروین عباسیان
تاريخ: پنجشنبه
5 شهريور
1405 ساعت: 22:10